غرق دیدن یه سریال تو گوشیم بودم که یهو متوجه ساعت شدم خیییلی سریع آلارمو زدم و گذاشتمش کنار و پتو رو کشیدم رو سرم تا مامان نفهمه هنوز بیدارم و ریز خندیدیم به کارای خودم و زیر پتو داشتم تند تند با خودم اینا رو زمزمه کردم : بسم الله الرحمن الرحیم خدایا شکرت ممنون که شبو آفریدی چه خوب که الان خنکه چه خوب که دارم میخوابم چه خوب که سریالو دیدم و کلی خندیدم چه خوب که امشب پیتزا خوردم چه خوب که با مریم رفتم بیرون و نشستم روی چمنای پارک و کلی حرف زدیم چه خوب که آنا رو دارم که برام شیرین زبونی کنه هر شب که از سر کار میام خستگیمو در کنه چه خوب که دارم نمازمو اول وقت میخونم چه خوب که این ماه رمضون دارم قرآنو ختم میکنم چه خوب که عید فطر داره میاد چههه خووووب که شنبههههه تعطیله و میتونم بخوابم :)))) و ببخشید که با چه خوب گفتنام رو اعصابم اما میگن شکر نعمتت نعمتت افزون کند و به رسم بندگی یه وقتای تو دل شب به همه داشته های ریز و درشتم و همه ی اتفاقای اون روز فکر میکنم و برای تک تکشون از خدا ممنونم شاید بگید چه بنده ی لوسی این نصف شبی جوش گرفته اما برای من اینا همش نعمتای بزرگین :) 

+ شما هم یه کم فکر کنید ببینید چه چیزای کوچیکیو دارین که نعمتن براتون ؟


++ بچه ها گیفی که توی پست قبلی بود براتون باز شد آیا؟؟