+ با باز کردن بلاگ و دیدن اون سفره کوچولوی مجازیش تو صفحه ی ورودش دیدم زشته اومدم اینجا یه عیدانه ننویسم :))

+ دوس دارم بجای اینکه الان بشینم قاضی شم و سال ۹۶ رو بسنجم و قضاوت کنم بگم ملاک خوب و بدی سالهایی که از عمرمون میگذره یه سری اتفاقه که فقط از روی روال قضا و قدر پیش میان و نتیجه ی خواستن و تلاش خودمونه ؛ یه سال برای یکی ممکنه سال رسیدن به آرزوش باشه، دانشگاه قبول شه، عروس شه یا بچه ش به دنیا بیاد، یه تغییر خوب کنه و هزار و یک چیز خوب که حتی ممکنه خییلی کوچیک باشه از نظر ما اما یه جوری میشه که آخرش بگه چه سالی خوبی بود برام و دوسش داشتم حالا برعکس هم هست که بهتره این سرسالی ازش حرف نزنم هر چند اون اتفاقا هم اجتناب ناپذیره و ازش نمیشه فرار کرد اما خب ...

+ تا جایی که یادم میاد فقط تا وقتی خیلی بچه بودم عیدو دوس داشتم و از اون ذوق خوبا براش داشتم از اون به بعد دیگه نه که دلایلش زیاده اما بازم هرسال به هرشکلی که هست اسفندِ شلوغ و بدوبدوهاشو میگذرونیمو و میرسیم به چند ساعت مونده به سال تحویل و چیدن سفره هفت سین و پوشیدن لباس نو و امید به روزای بهتر از قبل انشاالله :)

+ عیدتون مبارک رفقای وبلاگی :)