این شبها مثل خیلی سالِ پیش وقتایی که با داداشام میخ تلویزیون میشدیم سر ساعت یک نصف شب بالشت هامونو برمی داریم و جمع میشیم جلوتلویزیون و میزنیم شبکه آی فیلم و کم مونده از شدت نوستالژیک بودن قصه های تا به تا و زنده کردن خاطرات اون سالها اشک بریزیم:)))) 

یادتونه بستنی و سر مدادی و کلی چیز میز با شکل زی زی گولو آسی پاسی دراز کوتاه تا به تااااا (:دی) موجود بود اون سالها و از داشتنش چقده ذوق می کردیم ؟؟

*همین حالا از تلویزیونمون :))))