+ از قشنگترین صبح های تاریخ میشه به امروز اشاره کرد وقتی که بعد از هشت ماه نبرد با گرما چشم باز کردم از پنجره ی بازِ اتاق ابرها رو دیدم و با  شیرجه رفتم پای پنجره و زمین خیس کوچه ذوق مرگم کرد و بعلهههه بارون تشریف فرما شده بود :)))) پروردگارا شکرت که به این جنگ پایان دادی و التماست میکنم که پایدار باشه :(

+ از عشق ترین اتفاق های عمر آدم هم میشه به داشتن یه برادر زاده ی موفرفری اشاره کرد که با ناز بهت بگه عمهههه و دستاتو بگیره و ببره پای میز کامپیوتر و بگه برام انیمیشن موآنا بذار و اینجور دلبر بشینه و تماشا کنه :))