+ یه پاییزه و یه مامان ! مامانی که تو هر فصل به تکاپو میوفته و خونه رو پر از محصول اون فصل میکنه، خشک میکنه ، میپزه، فریز میکنه ، آب میگیره! این روزا هم خونه رو بوی لیموی تازه پر کرده که قراره آب گرفته بشن اما من ترجیح میدم همینجور روی فرش وسط اتاق ولوو باشن و باد پنکه عطرشو تو فضا پر کنه :)) 

+ پاییزم یه بحران داره که فکر کنم من ردش کردم ! از حالا میخوام لذتشو ببرم به سیب شیرینش یه گاز بزنم ، انار دونه یاقوتیشو دون دون کنم و خرچ خرچ بخورم ! لباسایِ یه کم پاییزه پوشم اگه خدا بخواد و هوا یاری کنه! نسیم شبهاشو بغل کنم و روزها کنار پنجره ی پر نورش نفس بکشم ، چای سبز و به لیمو دم کنم و پامو دراز کنم و کتاب بخونم :)

+ پاییز تولد بهتریناس همیشه و یه بخشی از وقت پاییزم (!) صرف خرید و انتخاب کادو و جینگول پینگولای تولد رفتن میشه که اینم مزه ی خودش داره :)) 

راهیِ یکی از تولدها می باشم :))