+ بعد از تنبیهات و حرفایی که نامناسب بودن و به خودم گفتم بالاخره مجبور شدم تنبلی رو بذارم کنار و این هاپوی بیچاره رو تمام کنم واسه آنا جونم ، ایناهاش این عکسو گذاشتم استوری اینستام واسه همین اون نوشته ها رو داره :))) اون قسمت پایین سمت چپ هم سانسور شده ، بعععله :)))

+ بدجور دوس دارم این دکمه ی کولر لعنتی رو بزنم و بعد از شش ماه آزگار بالاخره خاموشش کنم و پنجره ها رو باز کنم و یه نفس بکشم :/ 

+ آخرای شهریور یه حس و حالی داره، تا بچه مدرسه ای و دانشجو بودیم یه جو حال بد کن داشت و حالا هم باز یه جور دیگه، برای شما هم اینطوره؟ 

+ این نتیجه ی کنکورو چرا نمیزنن؟  :/