+ بی حوصلگی و تنبلی یعنی همی الان که این گلدون کاکاتوس با تیغ های وحشتناکش کنار این کیبرد گذاشته و حتی حالشو ندارم جا به جاش کنم و  با احتیاط کامل دارم تایپ میکنم :)) 

+ یعنی ایده های بیچاره ای که تو ذهنم اومدن که باهاش میشه کلی خوشگل موشگل سازی کرد اما حالِ اجرا نیست حتی مثه قدیما اینایی رو هم که به اجرا میرسونم نشونتون نمیدم پیر شدم بابا حالیم نیس :))

+  باید بگم که حال خوب کن های موجود از شخصی به شخص دیگه متفاوته و من این روزا گیر دادم به یه آهنگ خاص و یه فیلم خاص و هی هم تکرار و تکرار :|

+ یه جورایی دارم فکر میکنم که این رفیقم مریم چشمم کرده همش زل میزنه به زندگیمو میگه حسرت مجردیتو میخورم چه خوشحال و شاد و خندان و بی دغدغه ای !! اصن از اون روز به بعد پا نگرفتم همش همه دوس داشتنی های سرگرم کنندمو بوسیدم گذاشتم کنار! آخه حسرت دارم من :)))) خودش یه دخترِ گوگولی و خوردنی داره که تازه من خاله ش محسوب میشم بعد به منِ سینگل گیر میده :))))) از زندگی افتادما :))