+ از این در اتاق به اون در از این گوشه به اون گوشه از روی پله ها تا آشپزخونه رو عین میمون پریدم و آنا خانم نیم وجبیِ موفرفریو نگه داشتم با چنگ و دندون که یه وقت مامانم نیاد دعوا بگه بچمو خوب نگه نداشتی :/ قد یه دوی استقامت انرژی برد :))

+ با مامان نشستیم پای چرخ بِبُر و بدوز راه انداختیم تا جایی که از حال رفتیم و ما موندیم یه اتاق شلوغ :/ 

+ پیک نیک رفتن که عمرن :/ حتی شبا هم امکانش نیس چرااا شرجی تمام نمیشه :(

+جمعه ای خوبه که اونقدر سر خودتو گرم کنی که نفهمی غروبش کی گذشته و شب شده اصلا وقتی از اتاق زدم بیرون دیدم شب شده انگار صاحب یه برد شیرین شده بودم :))

+ جمعه ی پر از خستگی اما خوشی رو تو خونه گذروندیم :)